هم‌قافیه با باران

درخت ها همه عریان شدند، آبان شد

يكشنبه, ۱۸ آبان ۱۳۹۳، ۱۲:۱۳ ق.ظ

درخت ها همه عریان شدند، آبان شد

و باد آمد و باران گرفت و طوفان شد


نیامدی و نچیدی انار سرخی را

که ماند بر سر این شاخه تا زمستان شد


نیامدی و ترک خورد سینه ‏ی من و آه

چقدر یک شبه یاقوت سرخ ارزان شد


چقدر باغ پر از جعبه های میوه شد و

چقدر جعبه ی پر راهی خیابان شد


چقدر چشم به راهت نشستم و تو چقدر

گذشتن از من و رفتن برایت آسان شد


چطور قصه ‏ام آنقدر تلخ پایان یافت؟

چطور آنچه نمی‏خواستم شود آن شد؟


انار سرخ سر شاخه خشک شد، افتاد

و گوش باغ پر از خنده ی کلاغان شد


پانته آ صفایی

۹۳/۰۸/۱۸
هم قافیه با باران

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی
هم قافیه با باران